فیزیک و انرژی

مطالب در رابطه با فیزیک، انرژی، فلسفه علم، و مسائل مرتبط می باشد. برای راحتی مطالعه از تابلت یا PC استفاده شود

فیزیک و انرژی

مطالب در رابطه با فیزیک، انرژی، فلسفه علم، و مسائل مرتبط می باشد. برای راحتی مطالعه از تابلت یا PC استفاده شود

محلی برای نقد و گفتگوی علمی در خصوص مسائل مبتلابه با تکیه بر کاربرد آموخته های کلاسیک در تبیین و تشریح این مسائل. در این رابطه خواننده تشویق میشود که از دریچه دیگری به مسائل پیرامونی نگریسته و آنچه را میبیند و میشنود را به بوته نقد و آزمایش گذارد.

بایگانی
آخرین مطالب

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «باران» ثبت شده است

۲۲
آذر

احیاء آبهای زیرزمینی

   بارندگی های اخیر پس از ماه ها خشکی، دلهای زیادی را شاد کرد.  هرچند عده ای ابن الوقت آنرا محصول بارور سازی ابرها حاصل تلاش های بی وقفه خود قلمداد کرده و عده ای هم حاصل نماز باران پنداشتند.  بهر حال قاطبه مردم نفسی به راحت کشیده پنداشتند که معضل بی آبی و خشکسالی به سر رسیده است.  این تصوری به غایت اشتباه و بینهایت خطرناک است که ممکن است دستگاه حاکمه نیز از آن بهره برداری کرده برای فرار از مسئولیت ترویج دهد.  آنچه در ادامه میآید اندکی روشنگری در این مقوله است که ای کاش متخصصین آب با زبانی ساده و در سطحی وسیع نشر میدادند تا عموم مردم از حقیقت تلخی که پیش روست آگاه باشند و بیش از این فریب دروغ پردازی ها را نخورند.  لذا در غیاب چنین امری، آنچه بررسی اجمالی و نزدیک به واقعیت باشد را نگارنده این سطور در حدی که میداند به نظر میرساند.

   بر خلاف آنچه در بادی امر بنظر میرسد، نه تنها بارندگی اخیر بلکه همانطور که قبلاً بکرّات ذکر کرده ایم اگر سیل هم از آسمان ببارد کمکی به حل بحران بی آبی نمیکند!  جز اینکه جمع شدن اندکی آب پشت سدهای خالی، مُسکنی موقتی باشد و مشکلی را که حضرات ساخته اند بدین سادگی رفع نخواهد ساخت.   آبهای سطحی حکم حساب جاری را دارد، حال آنکه آبهای زیرزمینی حکم حساب سپرده را دارد یعنی پشتوانه زندگی!  کودک که بودیم همچون سایر خُردسالان تصور میکردیم زیرزمین آب نامحدود هست و با زدن چاه، هرقدر بخواهیم آب هست.  شگفتا که تکیه زنندگان بر مسند مدیریت امروزکشور همین نظر را دارند!  تصویری که در انتهای متن آمده و توجه خواننده را بدان جلب مینمائیم به روشن شدن موضوع کمک میکند.  برای یک لحظه تصور نمائید که اولین روزهای کره خاک است که ابرهای متراکم میخواهد بر زمین خشک ببارد.  اولین قطره باران فاصله کمی در عمق خاک فرو میرود و اطراف خود را نمناک میسازد.  فرض کنید این فاصله 10cm بوده باشد.  قطره دوم که بلافاصله پشت بند آن وارد همان نقطه شود بعلت رطوبت خاک، علاوه بر طی فاصله قبلی، حدود 7cm نفوذ میکند.  قطره سوم پس از طی 17cm، 5cm دیگر فرو میرود و قس علیهذا.  هربار عمق نفوذ کمتر و کمتر میشود زیرا قدری از رطوبت خود را در بالا دست از دست داده و ضمناً فشردگی خاک تدریجاً افزایش پیدا کرده و سرجمع، قدرت نفوذ مانند یک تابع لگاریتمی کاهش می یابد.  برای دانشجویان، این امر کند شدن نوترون در محیط مادّی را تداعی میکند.

   پس اجمالاً نحوه نفوذ قطرات آب بی شباهت به پلکانی نیست که ارتفاع پله ها مرتباً مطابق آنچه در شکل دیده میشود کاهش مییابد.  این نفوذ آب، اگر باران همچنان ببارد، راهی اعماق خاک میشود تا آنجا که زمانی به لایه های رُسی نفوذ ناپذیر برسد مثلاً در عمق 100 متر یا بیشتر.  از این زمان به بعد حالت "شبه پایدار" برقرار میشود و به ازای هر قطره باران بر سطح زمین، یک قطره در عمق 100 متری پدیدار میشود توگویی خود را فوراً بآنجا رسانده باشد!  کم کم سفره های اعماق زمین موسوم به آبخوان ها از آب اشباع شده مدتی صدها هزار بلکه میلیونها سال زمان میبرد!  بنابراین هر یک لیتر آب که از آبخوان بر میداریم، اگر بخواهیم حساب سپرده ما پایدار بماند، باید یک لیتر آب از آسمان بر زمین ریخته وارد آن شده باشد.  همانطور که تشریح شد رسیدن این آب به آبخوان هزاران و بلکه میلیونها سال بدرازا میکشد ولی ما تصور میکنیم فوری است.  مادام که آهنگ برداشت آب با میزان نزولات برابر باشد محتوای آبِ سفره های زیرزمینی نسبتاً پایدار میماند (1404/5/6).  والا آن میشود که در 47 سال اخیر شد و با ادعای پوچ "هرکه دندان دهد نان دهد" با حفر چاه های بی حساب سفره های آب زیرزمینی تخلیه شد!  این حقایق را مردم عادی متوجه نیستند و آنها که عمق این فاجعه را درک و فهم کرده اند یا در تبعید یا در زندان یا پناهنده به خارج و یا زیر زمین خفته اند اگر روشنگری کرده باشند. 

   لذا این که گفته شد اگر سیل هم از آسمان ببارد آبخوان های تهی شده احیاء نخواهد شد سخنی به گزاف نیست.  تازه اگر فرصت میلیونها ساله را هم ندید بگیریم، با فشردگی فضای خالی بین ذرات خاک چه باید کرد که مصداق آن همین فرونشست دائمی زمین هاست حاکی از آنکه قطرات باران قادر به سفر خود به اعماق خاک و احیاء آبخوانها نیست.  در طول تاریخ گذشته قنات بهترین نحوه استفاده پایدار از آب بود.  اولین چاه ها عمیق نبود و همانطور که در شکل ملاحظه میشود، فشار جوّ در عمق چاه و فشار زیاد در لایه های خاک باعث نشت آب به درون چاه و بالاآمدن آن تا سطحی میشود که فشار حاصله از ارتفاع آب داخل چاه با فشار درونی آبی که در لایه های خاک است به تعادل رسد.  عدم توجه به ثابت بودن نسبی سهمیه نزولات آسمانی و اقلیم و استفاده بی رویه از آب موجب شده برای رسیدن به آب، چاه هربار کف شکنی شده هرچه عمیقتر کنند تا آنجا که با برخورد با لایه های رُسی و عبور از آن ناظر بی ثمری و نابودی کِشته های با ارزش خویش باشیم.

خلاصه آنکه، جامعه نگران ثروت های به غارت رفته و پولهای دزدیده شده است.  جامعه نگران افزایش نرخ بنزین و کلاً سختی معیشت و خیلی چیزهای دیگر است.  همه اینها بجای خود مسموع است و شاید روزی بتوان آنها را جبران ساخت.  اما چیزهایی هم وجود دارد که شوربختانه قابل جبران نیست؛ از آن جمله احیاء آبهای از دست رفته زیرزمینی است که با حیات بلند مدت کشور مربوط است.  از مسئولان هم اگر کسی واقعیت را بداند معهذا حاضر نیست با مردم صادقانه در میان نهد.  زیرا میترسد که در پاسخ که چرا چنین شده چه بگوید.  آیا شهامت آنرا دارد که بگوید فاجعه مزبور حاصل فاجعه افزایش بی رویه جمعیت مافوق تحمل سرزمین است؟!  که آن نیز درد دیگری است که قابل جبران نیست، مگر آنکه نظام روند اعدام ها را تسریع کند.  میگویند پشت همه این ندانم کاری ها نادانی ذاتی است.  اما آنها که همه مشکلات را با هم میبینند معتقدند که چنین نیست و اراده ای برای نابودی مُلک و ملت وجود دارد (1401/7/13).  چه احتمال اینکه حکومتی تصمیماتی اخذ کند که در یک یک آنها راه حل غلط و مخالف منافع کشور نادانسته اتخاذ شده باشد چیزی نزدیک صفر است!  اندرز میدهند مشکلات یک شبه حل نخواهد شد که البته باید گفت در مورد معضلات یاد شده در بالا شاید سر به هزارها سال بزند.  با وجود ادامه چنین دشمنی هائی، نابودی سرزمین بی نیاز از دشمن خارجی خواهد بود!  در هر حال با همه ناامیدی ها، هرچه هست چاره ای نیست جز آنکه رویه های مزبور فوراً متوقف شود که عظمت فاجعه بزرگتر از آنچه امروز هست نگردد.

 

 

 

  • مرتضی قریب
۱۹
آبان

نماز باران

       دستگاه های تبلیغاتی نظام مرتب مردم را به خواندن نماز باران تشویق میکنند تا بلکه مشکل بی آبی حل شود.  اما حقیقت اینست که امروز با پدیده ای مواجه هستیم که محو تمدن این سرزمین را نشانه رفته و نمیتوان و نباید نسبت به آن بی تفاوت بود.  اینجا دیگر مسأله، مسأله کمبود معیشت و گسترش فقر و فلاکت اقتصادی نیست بلکه بحران بی آبی (1404/5/6) به جائی رسیده که بطور ضمنی صحبت از تخلیه کشور مطرح است.  هرچند آنچه آشکارا گفته میشود توصیه محترمانه برای تخلیه شهر(ها) است ولی درباطن آنچه در ادامه در پیش روست چیزی جز نابودی تمام و کمال کشور نیست!

    میگویند مردم نماز باران بخوانند اما برخی حضرات تندتر رفته به مردم حکم میکنند توبه کنند زیرا خداوند از این "بدحجابی" و "برهنگی" به خشم آمده اجازه باران صادر نمیکند.  بله توبه کنند اما این توبه شامل حال اختلاس کنندگان از ثروت ملی نیست.  این توبه شامل حال صاحبان بانک های خصوصی هم نیست که نیت اصلی آنان در بدو تأسیس بانک صرفاً دزدیدن منابع مالی مردم به بهای افزایش تورم بوده است.  متشابهاً شامل حال گروهی موسوم به مافیای آب سازنده سدهای بحران آفرین نیز نیست.  این توبه شامل حال آنان که ثروت ملی مردم را برداشت کرده در ارقام میلیارد دلاری بین تروریست های خارجی پخش میکنند نیز نمیشود زیرا رفاه آنها مهمتر و واجب تر از نان شب مردم این سرزمین است.  صد البته این توبه شامل حال نظامی که خود با تصویب برنامه های سراسر اشتباه افزایش جمعیت که اقلیم قادر به پشتیبانی آن نباشد نیز نمیشود.  این توبه مختص مردم عادی است که محتاج نان شب اند.  لذا سفارش میکنند نماز باران را همین مردم بخوانند که اگر باران نیامد تقصیر کمبود ایمان آنها گذاشته شود.

    اینگونه جلوه داده اند که علت بی آبی تقصیر خشکسالی و علت خشکسالی، طبعاً، تقصیر مردم و کمرنگ شدن تدین آنان است و لذا وظیفه آنان است که نماز باران بخوانند!  اما حقیقت اینست که اقامه نماز باران دستکم از معدود وظایفی است که سنتاً بر عهده ارباب دیانت بوده است.  حتی حاضر به ادای این کمترین وظیفه خود نیز نبوده آنرا به دیگران حواله میدهند.  در حالیکه درک عمومی مردم و توقع آنان بر اینست که رئیس کل دستگاه دیانت خود به میدان آمده این یک کار خداپسندانه را بر عهده گرفته نماز باران را به امامت خود برگزار کند.  چه کسانی باید بدو اقتدا کنند؟  طبعاً باید از معصومین باشند چه اگر بعداً باران نبارد دبه نکنند که شاید یکی از آن میان اخلاص کافی نداشته است.  پس اقتدا کنندگان باید از فیلتر شورای نگهبان بسلامت عبور کنند تا در نتیجهِ کار گمان بد نرود.  اما اشکال کار اینجاست که اگر خالصانه این کار انجام شود و باران نبارد ممکن است خیلی بد شود و ایمان مردم خدشه یابد.  پس باحتمال زیاد بعید است نماز باران در چنین حال و هوائی انجام شود.  مگر اینکه بطور خصوصی از سازمان هواشناسی حضرات مستحضر شوند که توده هوائی بارانی در راه است و باحتمال خیلی زیاد در چند روز آتی خواهد رسید!  فقط در چنین شرایط مطلوبی حضرات اقامه نماز خواهند کرد.  در غیر اینصورت مردم را وامیدارند که خود نماز باران بخوانند تا اگر خبری نباشد آنرا بگردن کمبود ایمان آنان بیاندازند!  ضمناً سنت بر اینست که نماز جماعت باران در دشت و صحرا در فضای باز خوانده شود و نه زیر سقف یا زیرِزمین.

     اما ببینیم راه حل مقامات رسمی برای حل معضل بی آبی چیست.  میگویند اگر 10% در مصرف آب صرفه جوئی شود میتوان این مشکل را از سر گذراند.  منتها این توصیه همسنگ این گزاره است که اگر مصرف کنندگان آب 10% کمتر میشد همان نتیجه حاصل میشد.  این بطور ضمنی اعتراف به این واقعیت است که با برنامه افزایش بی رویه جمعیت کاری کرده اند بی شباهت به جنایت علیه بشریت نیست!  قدیمیها بخاطر دارند که سالهای دهه 50 خورشیدی مقامات دولت وقت به وضوح میدانستند که انفجار جمعیت به نفع کشور و آتیه آن نیست و از همین رو برنامه تنظیم خانواده در سراسر کشور اجرائی شد.  جمعیت 30 میلیونی آن زمان و آهنگ شدید رشد جمعیت تصویر وحشتناکی را پیش روی مقامات گذاشت و دانایان زمانه میدانستند که اقلیم طبیعی کشور قادر به پشتیبانی جمعیتی بیش از 30 یا 40 میلیون نیست که همزمان طبیعت نیز همچنان سالم و پابرجا باشد.  برنامه مزبور چند سالی پس از انقلاب 57 نیز اجرا و ناگهان متوقف و وارونه شد!  شگفتا که با این اوضاع شدیداً بحرانی هنوز هم بر طبل افزایش جمعیت کوبیده نفت بر آتش میریزند.  این دیگر یک اشتباه ساده نیست، فقط میتواند حاصل برنامه مدون و محرمانه ای باشد برای نابودی کامل تمدنی که روزی ایران نام داشت!  این جز توطئه ای وحشتناک نمیتواند باشد.  در این بحبوحه، رئیس باصطلاح اجرائی کشور بجای اینکه به ریشه یابی مشکلات پرداخته از خردمندان چاره جوئی کند، شاه بیت خود را رو کرده سخن از ترک شهرها میکند.

خلاصه آنکه، از میان انبوه بحران هائی که نظام ایجاد کرده، بحران بی آبی و آینده تاریک پیش رو عملاً بزرگترین خطر برای موجودیت کشور است.  گاهی ادای اهل علم را درآورده میگویند تقصیر گرمایش کره زمین است، حال آنکه فقط میتواند تشدید کننده باشد نه علت اصلی.  خشکسالی همواره بطور ادواری در فلات ایران بوده ولی هیچگاه تهدیدی برای نابودی تمدن نبوده.  گاهی هم به سوء مدیریت اشاره میشود که آن نیز نادرست است.  زیرا سوء مدیریت هنگامی کاربرد دارد که نیت برای مدیریت درست باشد ولی غفلتی رخ داده باشد.  اینجا برخلاف تمام دنیا، مدیریت برای سوء استفاده و در یک کلام تخریب کشور است ولاغیر.  البته اینجا و آنجا افراد سالمی نیز در بدنه اداری وجود دارند که استثناء بوده نقشی در تعیین سیاست ندارند.  اگر به سایر امور نیز نگریسته شود در هیچ امری تصمیمات در جهت مثبت و به نفع مردم اصلی این سرزمین نبوده وجای تردید نمیگذارد جز آنکه برآیند همه تصمیمات کلی عامدانه در جهت نابودی کشور است (1404/4/26).  همه آن اقدامات وحشتناک نظام در موضوع آب به بهانه خودکفائی در مواد غذائی بوده و حالا هم آن و هم این هردو از دست رفته است!

  • مرتضی قریب