فیزیک و انرژی

مطالب در رابطه با فیزیک، انرژی، فلسفه علم، و مسائل مرتبط می باشد. برای راحتی مطالعه از تابلت یا PC استفاده شود

فیزیک و انرژی

مطالب در رابطه با فیزیک، انرژی، فلسفه علم، و مسائل مرتبط می باشد. برای راحتی مطالعه از تابلت یا PC استفاده شود

محلی برای نقد و گفتگوی علمی در خصوص مسائل مبتلابه با تکیه بر کاربرد آموخته های کلاسیک در تبیین و تشریح این مسائل. در این رابطه خواننده تشویق میشود که از دریچه دیگری به مسائل پیرامونی نگریسته و آنچه را میبیند و میشنود را به بوته نقد و آزمایش گذارد.

بایگانی
آخرین مطالب

بسوی آینده

چهارشنبه, ۲۵ دی ۱۴۰۴، ۰۷:۳۸ ب.ظ

بسوی آینده

   رویدادهای اخیر مرتباً پارادوکس های نهفته بیشتری را آشکار میکند.  میپرسند چگونه است این سلسله بهم پیوسته استبداد پایانی ندارد؟  این بلای استبداد، جز لحظاتی نادر، هیچگاه دست از سر ملت بر نداشته است.  جامعه شناسان دلایل مختلف ارائه کرده اند ولی بنظر میرسد در دو مورد عوامل بیرونی و عوامل درونی اشتراک نظر وجود داشته باشد. 

   بخش بیرونی موسوم است به استبداد شرقی که از دوران قدیم به ارث رسیده است.  در دوران جدید تلاش هائی برای فائق آمدن بر این استبداد صورت گرفته و سیستم قانون گذاری جدید تثبیت شد.  مجدد استبداد صغیر محمدعلیشاه قاجار عَلم مخالفت برافراشت و خواست مردم را بجای خود نشاند، اما نهایتاً این مردم بودند که با قوه قهریه او را بجای خود نشاندند!  و این میسر نبود مگر به یُمن اسلحه عشایر غیور که شهر نشینانِ دست خالی در مقابل توپ و تفنگ مستبد نمیتوانستند کارساز باشند.  و این شاید درسی باشد برای آینده که ملت برای جلوگیری از سلطه مجدد استبداد بطور قانونی مسلح باشد!   این روزها این مهم به روشنی اهمیت خود را نشان داده که مردمِ خلع سلاح هرقدر هم انبوه باشند و هر قدر هم محق باشند در مقابل چند ماشین تیربار و عده ای مسلح به سلاح جنگی کاری از پیش نخواهند برد.  بویژه اگر مستبد از نوع ایدئولوژیک آن باشد که خود را فرستاده آسمان پنداشته بخود حق دهد هر که با او نیست پس بر علیه اوست یعنی محاربه با خدا که این نیز خود یکی دیگر از پارادوکس هاست!  اگر فرانسویان در انقلاب کبیر با دست خالی بر حکومت چیره شدند از آنرو بود که نه لویی شانزده مستبد خونریزی بود و نه ارتش زائده ای در خدمت دربار بود.  بنابراین اگر حکومت برخلاف میل مردم باشد و کنار نرود، باید مردم بتوانند قهراً او را کنار زنند تا نیازی هم به مداخله خارجی نباشد.  خبر کشتار مردم بی دفاع چه معترض و چه غیر معترض در خیابانهای شهرهای کشور موجی از انزجار بوجود آورده است.  سران نظام شادمانه خبر فتح و پیروزی سرداده که توانسته اند با "شجاعت" دستکم 12000 نفر را طی دو روز قتل عام کنند!  تحقیر و دنائت تا کجاست که مرتب مذاکره با دشمن را گدائی میکنند و او هم وقعی نمینهد اما حاضر نبودند و نیستند با مردم خود مذاکره کنند.  مردم خود؟! خیر، مردم واقعی آنها انگشت نمایانی خارج مرزها هستند بنام نیابتی که هم اکنون در خدمت مستبد اند.

    اما بخش درونی و مهمتر مربوط به ذهنیات مردم است که هرگونه روشنگری و اصلاح در آن چنان سخت است توگوئی همچون برداشتن کوه باشد.  ابعاد کشتار اخیر دست کمی از کشتار مغول ندارد با این تفاوت که کشتار مغول در طی سالها انجام شد و ضمناً آنها از نگاه خود به سرزمین دشمن حمله کرده بودند.  که چنگیزخان خونخوار با مردم خود هرگز اینگونه رفتار نکرد.  این نیز قرینه دیگری که نظامِ حاضر بمثابه نظامی اشغالگر است.  اما براستی اینهمه سبُعیت از کجا میآید؟  بنظر میرسد اینها همه ریشه در القائات اهریمنی دارد.  چون صحبت از مغول شد بد نیست بخشی از کتاب سلطان جلال الدین خوارزمشاه را نقل کنیم: " یکی از سرداران جلال الدین در پی دادن امید به مردم وحشت زده از نزدیک قریه ای عبور کرد و شاهد منظره فجیعی گردید.  یک پیرمرد مغول بی سلاح در حالی که بر اسب نشسته بود مردان قریه را کشان کشان از مساکنشان به فضای باز برد.  به ایشان فرمان داد که با دل و جان از وی اطاعت کنند.  او به مردانی که تعدادشان از صد نفر هم میگذشت دستور داد که با طناب دست های یکدیگر را ببندند. .. آنگاه مغول فریاد کشید که از جای خود تکان نخورید تا بروم تیغ خود را که فراموش کرده ام بیاورم تا سر از پیکر شما جدا کنم!"  شاید به داستان شبیه باشد و شاید هم رنگ مایه ای از حقیقت دربر داشته باشد که بازگو کننده سقوط اخلاقی ملتی تحت سلطه که خود را مقهور قضا و قدر میدانست.  القائات اهریمنی سرچشمه های مختلف دارد که مهمترین و مؤثرترین آن تحت نظر ارباب دیانت انجام میگیرد.  نگاه کنید که چگونه این طایفه 1400 سال در باب کشته شدن 72 تن در نینوا داد سخن داده از مردم آب چشم گرفته اما در باب کشته شدن 12000 هموطنان خود مطلقاً مُهر سکوت بر لب زده و تلویحاً از آن حمایت کرده است.  که آن اولی بالاخره جنگ بود و هردو طرف مسلح به سلاح روز ولی این دومی مردمی بی دفاع و بی سلاح در خیابان و نه بقصد جنگ، که توسط حکومتی دینی سلاخی شدند.  حکومتی که در ویترین خود مردم داری و حمایت از مظلوم را دارد!  مظلوم واقعی کیست؟ 

خلاصه آنکه، سالهاست درباره رسوبات فکری مینویسیم و بتدریج نتایج آن را در کوی و برزن دیده و چشم ها بتدریج بازتر میشود.  ثمرات حکومت دینی روز بروز واضح تر و خدعه اهل ریا نمایان تر میشود.  هر صدائی، چه در داخل و چه در خارج، که همصدا و همراستا با جنایات کاران باشد شریک جنایات آنان است.  دوران وحشت بنا نیست تا ابد ادامه یابد.  بالاخره تغییر فرا میرسد منتها رستگاری واقعی یکبار برای همیشه در گرو رهایی ذهن ها از اسارت طایفه ریاکاران است.

نظرات  (۳)

بسیار عالی و رسا.

حق حق حق 

کاملا بر حق گفتی

  • یکی از مردم
  • سلام

    امروز صبح که بیدار شدم تمام مدت این سوال تو ذهنم بود که من به عنوان یک شهروند چرا تمایل دارم یک قدرت خارجی به ایران حمله کنه و انتقام خونهای جوانان ایرانی رو بگیرد!!!

    آنچنان خشمگین میشوم از  ظلم هایی که میکنند ، دروغ هایی که حکومت مثل نقل و نبات می گوید خسته ام از تمام شعار ها ، تمام شعار هایی که مانند زباله بر دیوار ها نقش بسته . 

    متنفرم از هواداران کور و لال حکومت که آنچنان غرق در دنیای کوچکشان هستند که گویی از قدرت عقل بی نصیب هستند و همانند گله گوسفندی هستند که به امید علف تازه در پی چوپان نابلد خودند. 

     

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی