فیزیک و انرژی

مطالب در رابطه با فیزیک، انرژی، فلسفه علم، و مسائل مرتبط می باشد. برای راحتی مطالعه از تابلت یا PC استفاده شود

فیزیک و انرژی

مطالب در رابطه با فیزیک، انرژی، فلسفه علم، و مسائل مرتبط می باشد. برای راحتی مطالعه از تابلت یا PC استفاده شود

محلی برای نقد و گفتگوی علمی در خصوص مسائل مبتلابه با تکیه بر کاربرد آموخته های کلاسیک در تبیین و تشریح این مسائل. در این رابطه خواننده تشویق میشود که از دریچه دیگری به مسائل پیرامونی نگریسته و آنچه را میبیند و میشنود را به بوته نقد و آزمایش گذارد.

بایگانی
آخرین مطالب

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «رسانه» ثبت شده است

۲۴
دی

پارادوکس بزرگ

    وقتی به اوضاع و احوال گذشته و حال مینگریم خود را با کوهی از پارادوکس ها مواجه میبینیم.  برای توجه به برخی، فرد باید مطالعه زیادی داشته باشد ولی برای برخی دیگر نیازی به اطلاعات تئوریک نیست و حتی هر فرد عادی متوجه وجود اینگونه پارادوکس ها خواهد شد.  که یکی از این دسته اخیر در این ایام به روشنی توجه پیر و جوان را بخود جلب کرده است.  پارادوکس مزبور بشرح زیر است:

    در این اعتراضاتِ مردمی هفته های اخیر، نظام مدعی شد که آنها که به خیابان آمده بودند فریب خوردگان، عاملان سازمانهای جاسوسی بیگانه، تروریست های مسلح، مزدوران بیگانه، ... بوده اند!  خلاصه هر صفت منفی که توانستند به جمعیت میلیونی حاضر در خیابانهای کشور منتسب کردند؛ یعنی رویه معمولِ انگ زدن و بدنام کردن نسبت به هر که با ما نیست.  به استناد همین بهانه، شمار زیادی از جوانان بی دفاع را کشتند، تعداد بسیار بیشتری را مجروح و روانه بیمارستانها کردند، و تعداد باز هم بیشتری را دستگیر و روانه بازداشتگاه ها کردند.

   اکنون فرض کنید، همه آنچه نظام به این خیل عظیم جوانان منسوب کرده از سوی ناظر بیطرف راست و درست تلقی شود. اشکال کار کجاست؟  اشکال کار اینجاست که تقریباً همه این جوانان که عَلم مخالفت با نظام را برداشتند از تربیت یافتگان در همین نظام ولائی بوده اند.  حتی برخی که با سلاح جنگی کشته شدند کودکان دانش آموز بوده اند.  اما این تربیت فقط یک آموزش متعارف نبوده بلکه شامل حجم زیادی آموزش ایدئولوژیک سفت و سخت بوده که آنها را فدائی نظام بار آورند.  پرسش اینجاست که چگونه ممکن است کودکانی که در همین نظام متولد و در دامن همین سیستم تربیت شده، و تحت انواع مغز شوئی های ایدئولوژیک بوده، ناگهان تروریست و مزدور خارجی از آب درآیند؟!   

   بنابراین یا این ادعای برچسب مزدور خارجی، دروغ محض است که اتفاقاً با ژنتیک نظام میخواند زیرا هر آنچه گفته و میگوید آکنده از دروغ و تزویر و تکلیف دروغگو مشخص است! و یا اینکه طبق ادعای خودش راست است که در اینصورت این نظام ایدئولوژیک که چنین محصولی را به بار آورده یک نظام ورشکسته به تقصیر است.  اصولاً اینکه تربیت یافتگان یک نظامی برعلیه آن سر به شورش گذارند مؤید ورشکستگی نظام و مبادی ایدئولوژیک حاکم بر آن است.  که هر کدام از دو وجه فوق درست باشد، مُهر باطل بر نظام میخورد!   البته نظام در پاسخ کوتاه نیامده و احتمالاً خواهد گفت که انحراف جوانان نه از مبادی ایدئولوژیک او بلکه ناشی از رسانه های مجازی و بدآموزی آنان است.  منتها این نیز راست نمیآید زیرا جوانان سایر کشورها با همین رسانه های مجازی و بمراتب با دسترسی آزاد تری روبرو هستند.  آیا آنها هم همه منحرف هستند؟  اگر با این نحوه استدلال پیش رویم آدم سالمی بر عرصه زمین برجا نخواهد ماند؛ البته شاید جز یک نفر!

   اما نظام با این کشتاری که انجام داد و بی محابا همچون زنگی مست تیغ در میان مردم نهاد، آیا پرسشی که قبلاً مطرح شده بود پاسخ گرفت یا نه؟  آیا مردم برای حکومت اند یا حکومت برای مردم؟  با حوادثی که آفریده شد پاسخ حکومت این بود که مردم برای حکومت اند کما اینکه پیشتر هم گفته بودند که جمهوریت و تشریفات ظاهری آن فقط برای تزیین نظام است.  مکرر در کشورهای متعارف دیده میشود که به محض اینکه ملت از شیوه حکومت ابراز ناخرسندی کند، رأس حکومت بطور مسالمت آمیز کنار میرود چه رسد با مردم خشونت کند و چه رسد بخواهد آدمکشی راه بیاندازد!  زیرا اصل بر این است که حکومت برای مردم است  و نظام نقشی ندارد جز نوکر مردم بودن ولاغیر.  ولی در نظام دیکتاتوری، شخص مستبد تا آنجا که بتواند مقاومت کرده و نهایتاً پا به فرار میگذارد اما وحشتناکترین شکل آن مستبد ایدئولوژیک است که برای بقای خود به هر جنایتی دست میزند.

خلاصه آنکه، پارادوکس ها باید یک به یک شکافته شود و در مورد آنها توضیح داده شود.  در مورد پارادوکس حاضر، در حقیقت از مدتها پیش برخی دلسوزانِ همین نظام راه برون رفت را اتکا به رفراندوم دانسته اند.  اتفاقاً برخی در هسته سخت قدرت چون اطمینان به پشتیبانی قاطبه مردم دارند همین را میگویند و میخواهند تا ماوراء هر شبهه ای نظام مشروعیت خود را اثبات کند؛ همانگونه که تولد نظام حاضر خود به همین نحو بوده.  اما با انجام آن موافقت نمیشود، چرا؟  احتمالاً بدین دلیل که وقتی از سر استیصال برای بقای خود بارها و بارها در ادوار مختلف متبادر به سرکوب خونین مردم شده اید در همه پرسی شانسی نخواهید داشت و متعاقباً باید پاسخگوی دهه ها اقدامات ضد بشری خود باشید.

  • مرتضی قریب
۲۲
آبان

گزاره ها و برداشت ها

   تکرار مکرر برخی گزاره ها در رسانه های جمعی برداشت هائی به ذهن مخاطبان متبادر میکند که ممکن است درست نباشد.  ایجاد چنین سوء برداشت هائی ممکن است عمدی یا غیر عمدی و گاهی با هدف شبه افکنی توسط دولت ها باشد.  روشنگری مردم در جامعه آزاد با بحث آزاد است.  برخی از این موارد که امروزه گرفتار آنیم بشرح زیر است:

  1. سلاح کشتار جمعی.  اخیراً مقامات بالای نظام فرموده اند " سلاح کشتار جمعی را رد میکنیم اما به هر آنچه برای دفاع لازم باشد مجهز میشویم".  همه امروز میدانند منظور از سلاح کشتار جمعی بمب اتمی است.  ولی باید پرسید چرا آنرا رد میکنید؟! مگر مقصود از آن "کشتار" نیست؟  اگر بر فرض، 100 عدد بمب عادی هریک بوزن 10 تُن یکجا روی هدفی بریزید نتیجه با یک عدد بمب اتمی یک کیلو تُن چه تفاوتی خواهد داشت؟  لابد میگوئید ولی بمب اتمی صدماتی بعداً دامنگیر زنده ها میکند که خیلی بد است.  اما مگر در جنگ های متعارف عده زیادی برای تمام عمر زمینگیر و علیل و مفلوج نمیشوند؟  آیا این اشکال ندارد ولی آن یکی حرام است؟!  این نیز کلیشه ای هست چون دیگر کلیشه ها که نادانسته از دیگران تقلید شده و درباره آن بحث نمیشود.  چون اگر بحث آزاد در گیرد اساس جنگ، بویژه جنگ های متکبرانه و متوهمانه، زیر سوأل میرود که البته به مصلحت نمیدانند.
  2. جمعیت.  گویا معاون وزیر بهداشت گفته است " 20 سال دیگر رشد جمعیت ایران صفر میشود".  او با این جمله خواسته مردم را بترساند و چنین تداعی کند که جمعیت به صفر میرسد پس بشتابید برای بیش از پیش تولید جمعیت و نفت بر آتش بریزید!  شاید هم مقصود او این باشد که جمعیت در 20 سال آتی به تعادل رسیده نه زیاد میشود و نه کم ولی نمیگوید تعداد جمعیت آنروز چقدر است؟ 150 یا 200 میلیون یا خیلی بیشتر؟  اما یک فرد عاقل که با کشور دشمنی نداشته باشد میگوید اگر جمعیت حتی در همین حد 90 میلیون فعلی هم باشد فاجعه است!  مگر در همین تراز جمعیت فعلی، نظام عاجز از برآورده کردن ابتدائی ترین ملزومات زندگی چون آب، نان، برق، گاز، بنزین، هوای سالم، خوراک انسان، خوراک دام، دارو، درمان، آموزش رایگان، و صدها خدمات عادی دیگر نیست؟  این گزاره نیز هرگز به بحث آزاد گزارده نخواهد شد زیرا پرده از اهداف شوم آنها برای کشور برداشته میشود.
  3. مازوت.  مردم برای اولین بار با این خبر که حاکمیت نگران سلامت اهالی است شگفت زده شدند.  اعلام شد که برای حفظ سلامت مردم و پایبندی به حفظ هوای پاک، نیروگاه ها از مازوت سوزی منع شدند.  گفته شد درعوض، کمبود برق و خاموشی های برنامه ریزی شده داریم که مردم باید تحمل کنند.  منتها کاشف بعمل آمد که اصولاً مازوت باندازه کافی نیست و البته گاز هم طبق معمول سالهای قبل کافی نبوده و خاموشی ناگزیر چند نیروگاه را پای نگرانی برای سلامت مردم نوشتند!  بجای خاموشی نمیشد تولید رمز ارزها متوقف شود؟ اما منابع مالی که از مدتها پیش باید صرف ترمیم چاه های نفت و گاز میشد و نیروگاه های جدید ساخته میشد و از انرژی تجدید پذیر بهره برداری میشد و صرف صدها و صدها پروژه دیگر برای رفاه همین مردم میشد در چاه دیگری ریخته شد.
  4. رسانه ها.  یکی دیگر از گزاره هائی که زیاد در بین روشنفکران شنیده میشود " فلان رسانه فارسی زبان پولش از عربستان تأمین میشود یا فلان کانال تلویزیونی خرجش را از انگلیس میگیرد..".  با این گفته ها نتیجه میگیرند که اخبار آنها قابل اعتماد نیست.  اما مگر این آگاهان اخبارشان را از کجا میگیرند؟  از تلویزیون های خارجی مثل BBC یا CNN و امثال آنها که کماکان در ممالک خارج اند.  منصفانه اگر داوری شود اخبار همه میتواند به یکسان شامل راست و دروغ باشد، این، فرد بیننده یا شنونده است که باید چشم و گوشش باز باشد همه را ببیند و بشنود و همه چیزی را هم فله ای قبول نکند.  اصلاً مگر نه اینست که جهان ما آمیزه ای از اشارات راست و ناراست است؟  اگر عقل در کار نباشد باید هر دریافتی را ولو اشتباه باشد بپذیریم.  پس، شنونده باید عاقل باشد!

خلاصه آنکه، رفع مشکلات ما فقط در گرو یک چیز است و آن آموزشِ درست است که طبعاً جز در جامعه آزاد میسر نمیباشد.  گره مشکلات در وجود استبداد است که خود بلای خودش هست.  در یک نظام مادام العمر مثل همه چیز پیری وجود دارد و در دوران کهولت ذهن و قوای بدنی اجازه کار مانند سابق نمیدهد، تازه اگر کار سابق درست باشد!  لذا عقل متعارف ایجاب میکند حاکمیت نو به نو شود بدون اینکه مستبدی جایگزین مستبد شود و اگر روال بر نظام مادام العمری هست تشریفاتی و بدون دخالت در امور باشد.  بدیهیست هیچ مستبدی حاضر نیست داوطلبانه کنار رفته بگوید عقل من کار نمیکند.

  • مرتضی قریب