فیزیک و انرژی

مطالب در رابطه با فیزیک، انرژی، فلسفه علم، و مسائل مرتبط می باشد. برای راحتی مطالعه از تابلت یا PC استفاده شود

فیزیک و انرژی

مطالب در رابطه با فیزیک، انرژی، فلسفه علم، و مسائل مرتبط می باشد. برای راحتی مطالعه از تابلت یا PC استفاده شود

محلی برای نقد و گفتگوی علمی در خصوص مسائل مبتلابه با تکیه بر کاربرد آموخته های کلاسیک در تبیین و تشریح این مسائل. در این رابطه خواننده تشویق میشود که از دریچه دیگری به مسائل پیرامونی نگریسته و آنچه را میبیند و میشنود را به بوته نقد و آزمایش گذارد.

بایگانی
آخرین مطالب

انقضای خدمت

پنجشنبه, ۱۷ بهمن ۱۴۰۴، ۰۳:۳۷ ب.ظ

انقضای خدمت

   کسی که در اداره ای مدیر کل است باید بداند که ممکن است روزی او را برکنار کرده یا اگر خوش شانس باشد به مسئولیت پائین تری منتقل سازند.  حتی اگر این نباشد، بالاخره روزی زمان بازنشستگی فرا میرسد و اگر تمکین نکند ممکنست او را با میز و صندلی که برآن نشسته به بیرون منتقل کنند.  و اگر اینهم نباشد مگر نه اینست که روزی این جهان فانی را باید ترک گفت!  عجیب است که برخی نمیفهمند که برای هر امری پایانی هست و او که مذبوحانه لجاجت میورزد و کرسی قدرت را ترک نمیکند روزی میرسد بدین کار مجبورش کنند!  البته هستند کسانی مانند رؤسای دو قدرت شرق که در مذاکرات مشورت میکردند چگونه و با چه داروهائی عمر خود را بیش از رعایا گسترش دهند.  حیف است با داشتن مقام مادام العمر از مواهب زیر سایه قدرت بی حد و مرز خود بیش از پیش بهره نبرند.  معهذا این موجودات خودکامه، هرقدر هم معمر باشند روزی عمر آنها نیز به پایان میرسد.  شگفتا آدمیان در مسند قدرت چه آسان واقعیت ها را نادیده میگیرند!

    مستبد برای هرچه بیشتر ماندن در ساحت قدرت، به هرکاری مبادرت میورزد.  با اینکه میداند نزد اکثریت مردم مقبولیت ندارد و شب و روز مورد لعن و نفرین بی چارگان است، معهذا حاضر است با راه انداختن حمام خون، حتی شده نیمی از مردم خود را بکشد، ثابت کند اوست که همه کاره مطلقه است و اوست که پا برجاست و معاف از هرگونه پرسش و پاسخ.  پس کسی حق ندارد انقضای خدمت او را مطالبه کند.  شاید این نیز یکی از بیشمار ضعف های خصلت انسان باشد.  اگر چنین است چرا چاره ای برای آن ندیده اند؟  اتفاقاً حکما و فلاسفه از دوران کهن و حتی پیش از یونان باستان در این خصوص و شکلهای حکومت اظهار نظر کرده اند.  در دوران جدید، صرف نظر از نوع حکومت، بدین نتیجه قطعی رسیده اند که دقیقاً بخاطر این ضعف خصلت انسانی، ماندن بر کرسی قدرت از نظر زمانی باید محدود باشد.  در شیوه جمهوری معمولاً این زمان چهار سال است که دوبار میتواند تکرار شود.  در شیوه سنتی پادشاهی مشروطه، از آنجا که پادشاه مادام العمر است، از اداره امور اجرائی معاف و لذا فاقد مسئولیت است.  در عوض نخست وزیر مسئول امور اجرایی آنهم زیر نظر مجلس ملی و با محدودیت زمانی است.  بعلاوه، همه مسئولین پس از انقضای خدمت در معرض حسابرسی هستند.

   ظاهراً حجت تمام است و مشکلات همه حل است.  اما مگر تشنگان قدرت اجازه میدهند؟  آنها خود را شیفته خدمت جا میزنند و با خدعه و نیرنگ و زیر نقاب دموکراسی، پس از بالارفتن از پله های قدرت ناگاه قواعد بازی را برهم زده خودکامه مادام العمر میشوند.  چه بسا جمهوری ها که ریاست جمهور با تبانی و دخل و تصرف در قوانین، خود را منتخب مادام العمر ملت جا بزند.  نمایشی از دموکراسی برای خارج کشور ولی استبداد در داخل کشور.  نگاه کنید که چگونه برادران کمونیست قدرت را قبضه کردند.  در حالی که اینان خود را برآمده از یک نیروی دنیوی میدانند، اما فاجعه بارترین این جمهوری ها از نوع حکومت دینی است که خود را برآمده از آسمان و متصل به ذات احدیت میداند.  در ظاهر رئیس جمهوری منتخب مردم، منتها بازیچه ای در دست شخص خود خوانده آسمان که همه چیز را دیکته میکند.  مستبدی مادام العمر!

   پرسش اینجاست که چه چیزی نیروی محرکه چنین وضعیتی است؟  یا به زبان دیگر انگیزه تبدیل یک نظام متعارف به نظامی دیکتاتوری چیست؟  برخی میگویند پول و ثروت، برخی هم میگویند ایدئولوژی.  اما در واقع ممکنست معجونی از هردو باشد.  ولی آنچه در هردو مشترک است شهوت قدرت است و دیگر هیچ.  استبداد ایدئولوژیک اگر دینی باشد هزار بار وخیمتر از نوع غیر دینی آن است چه برکنار کردن او که خود را نماینده آسمان میداند فقط کار خداست!  لذا هرکه پرسش کند، در معرض اتهام محاربه با خداست که کیفر آن مرگ است.  این طایفه در بدو کار برای کنار گذاشتن نظام پیشین، ادعا میکنند پدران ما چه حقی داشتند که بر ما تکلیف کنند ولی وقتی بعدِ سالها پای خود را محکم کردند این نصیحت مصلحتاً فراموش میشود.   از همین یک مورد به ضرس قاطع میتوان نتیجه گرفت برخلاف ادعای نظام های دینی که خود را فرستاده ملکوت اعلی میدانند، آنچه هدف اصلی بوده و هست قبضه کردن قدرت زیر نقاب ایدئولوژی دینی است.

خلاصه آنکه، هرچه هست نیل به مقام قدرت است و ثروت و مابقی نقابی برای پوشاندن اصل ماجراست.  این تناقض در نظامات دینی بمراتب مشهود تر است از یک سو ادعای رحمانیت و از سوی دیگر تفکر "من نباشم دنیا را آب ببرد!". از تفکری که به پدر مجوز کارد بر گلوی فرزند گذاشتن میدهد چه چیز دیگری میتوان انتظار داشت؟  باطل السحر این افسون، گفته شوپنهاور است که : " اساس اخلاق رحم است، نه فقط نسبت به همنوع خود بلکه نسبت به تمام حیوانات".

استبداد دینی چیست؟ | علیرضا نوربخش

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی